-


-
موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است

تا شعله در سریم ، پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است

ما مرغ بی پریم ، از فوج دیگریم
پرواز بال ما ، در خون تپیدن است

پر می کشیم و بال ، بر پرده ی خیال
اعجاز ذوق ما ، در پر کشیدن است

ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش
آیین آینه ، خود را ندیدن است

گفتی مرا بخوان ، خواندیم و خامشی
پاسخ همین تو را ، تنها شنیدن است

بی درد و بی غم است ، چیدن رسیده را
خامیم و درد ما ، از کال چیدن است...



قیصر امین پور
-

...♡^_^


--
-
خوش آمد گویی!

[پیام خودکار شبکه اجتماعی پارس یونیت]
-


حافظ هم خسته شد
ازتکرارفال های بی پایان
دوستت دارم



--
توزندگیت مثل جدول ضرب یک باش...به هرکی اندازه ی خودش بهابده!!
-
من میتونم ساعت 6صبح بیدار شم




ولی نمیتونم ساعت 11 شب بخوابم


مشاهده پست‌های بیشتر